تو خدایی، برای دل بیمار و مریضم(خط خطی های من) - تاریخ: 1405/6/26 ساعت: 5:45
آتشم ميزني و ميروي ،آنجاي دِگر تو و رويايِ دِگر منو بيخوابي وبي تابي و اين عشق خدايي به گمانم كه تو افسون صدايي تو كجايي؟ نه تواني(منظور اين نيست كه نميتوني...نه نيرويي..نيرو و توان) نه نگاهي تو سرابي من ديوانه پي عشق تو هر روز دويدم تو گناهي تو همان،باعث قحطي و غذابي تو خرابي تو همان فسق و فُجوري م...
خط خطی های من(غریبانه در این شهر پر از حیله دویدم... به تو افسوس که هرگز نرسیدم) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
من همانم که برای دل مجنون نگاهتبه خیالتهمه افسون نگاهم؟نروی دور ز مستی و سرایتمنم آن فکر گناهتکه زمینی شده از ترس خدایتبه خیالت...که روم از دل و جانت؟نگذارم بروی روح و روانمنگرانمبه تو سوگند به ایمان و کلامتکه "غریبم"که غریبانه در این شهر پر از حیله
خط خطی های من (ای غریبه ) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
ای غریبه آشنایی ؟ کیستی ؟ درمنی؟ در جست و جوی چیستی؟ آشـــــــنایی بــــــــا همه بیگانگی کوله بارت مـــــــــملو از دیوانگی ای غریبه دســــتهایت اشناست چشمهایت،آن صدایت بی ریاست با توام....با تو.....چرا پس ساکتی؟ دردمن عشق است،عشقم ساکتی؟
خط خطی های من(از چی بگم؟) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
از چی بگم؟ قصه ی ما درازه گفته بودم،رفتنا غصه سازه از اون دلا که مشکی شدشبونه از عشقایی که عمرشون ی روزه از چی بگم؟دل نه که کم بیاره از تو بگم یواش یواش میخابه از عشقی که مثل طناب داره ی جاهایی ،غریبه کم میاره از اون نگاه خسته و تباهی؟ خسته شدم،
خط خطی های من(بازم شما؟) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
بازم هوای دست تو بازم نگاه و ترس تو بازم شما،؟بازم سکوت؟ بازم ی بغض تو گلوت؟ بازم منـــــــــو خیابونا قایم شدن تو کوچه ها بازم سکوت حرف من بازم تویی،بدون من + نوشته شده در جمعه هفتم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 10:54 توسط غریبه
خط خطی های من(تمام اسمان را تسخیر نموده ام) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
حال این روز هایمان عجیب است چه تابستان سردیست تو به دنبال من می ایی حنجره ی خسته ام دگر نای گفتن این قصه را ندارد اندکی سکوت میخاهم اندکی رها شدن اندکی مردن در خیال و باز از نو برای تو جان دادن مگر میشود با تو غریبه بود؟ میدانم تو هم بیتابی این هم
خط خطی های من(کربلا) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
کربلا را خاهرم زینب سرود از زمین و مردمانش خسته بود کربلا یعنی من و تو مانده ایم کربلا یعنی که ما جا مانده ایم کربلا یعنی ستم،جور و جفا دست هایش،شد چرا از تن جدا؟ کربلا یعنی خدایی میکنم من حسینم را فدایی میکنم کربلا یعنی که مادر خسته است
خسته از تنهاييم(خط خطي هاي من) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
خسته امبي انتهادر اسمانبي ادعاخسته از تكرار طوطي وار اين تنهاييمهمچو گلها و نقش قاليماندكي تو خاليمميشود امشب كمي؟ ميبافيم؟ + نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۵ ساعت 13:56 توسط غریبه
تو خدايي،براي دل بيمار و مريضم(خط خطي هاي من) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
آتشم ميزني وميروي ،آنجاي دِگرتو و رويايِ دِگرمنو بيخوابي وبي تابي و اين عشق خداييبه گمانم كه توافسون صداييتو كجايي؟نه تواني(منظور اين نيست كه نميتوني...نه نيرويي..نيرو و توان)نه نگاهيتو سرابيمن ديوانه پي عشق تو هر روز دويدمتو گناهيتو همان،باعث قحطي
خط خطی های من(بهای این ترانه را چه عاشقانه کرده ایی) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 17:00
قسم به روز رفتنت به گریه های بی امان به ماندنی نبودنت به ابرهای آسمان به صافی دل تو و به قلب تره ام قسم به ثانیه به سالها به عمر رفته ام قسم تو قرن ها نبوده ایی به ساعت خراب من قسم به هرچه بوده ایی نبوده ایی برای من + نوشته شده در پنجشنبه
فاینالی.. تموم شدد - تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 17:18
اخیشششششخدارو شکر این امتحانم دادمو تموم شدالبته این امتحانو 16 دهم داده بودم.. دی... همه رو انداخته بود مرتیکهامروز دوباره در حقمون لطف نمودو برگزارش کرد... ی هفتس که دارم لعنش میکنممعدل دانشگاهمون تا الان هفته.... ببین چیکارمون کردناولی من همچنان با عزمی راسخ میرم جلوترم بعدم سه تا درس بردارم تموم...
در اندیشه... بسی.. گشته اسیرم - تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 17:18
راهنمایی کنیدبرا موضوع ویس.... تابستون تالار کار میکردمسرپرست بودمامروز دوستم گفت خاب دیده رفتم تالار... پولایی که ازشون گرفتم.. یهو اتیش گرفته... و ی سری پولایی که از اژانسم در اوردمو سوزوندهخودمم دیشب ی خابی دیدم... درمورد تالار بود... فقط یادمه.. ی سری کرم افتاده بود زیر پوستممیخاستم زنگش بزنمو ب...
فایل صوتی شماره دو.... - تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 17:18
بخشی از کتاب.. چهل نامه ی کوتاه به همسرمدانلودفقط اخرش.. یکم صوت اضافه هس.. خخ+ نوشته شده توسط ی پسر شاد در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت 20:22 | Let's block ads! (Why?)
Sir - تاریخ: 1396/10/24 ساعت: 0:54
ابدوغ خیار داشتیم یعنی اول برنامه برنجو لوبیا قرمز بود که خیلی دوسدارم ولی خیلی دیر اماده میشد باباهم خیار و ماست خریده بود به مامی گفتم ابدوغ بخوریم که اونم بذاریم برا شب.. خخخ اووووم... ی عالمه سیر ریختم توش... خیلی سیر دوسدارم.. دیشبم ی عالمه خوردم... مامان سر سفره گفت... فک نکنم برنج و لوبیاها ب...
اولین فایل صوتی - تاریخ: 1396/10/24 ساعت: 0:54
خب اولین فایل صوتی با موضوع "از هر دری سخنی" اماده شد جالب بود... تجربه ی خوبی بود... لینک دانلود
ی تشکر - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:59
ی تشکر خاص میکنم از سازندگان سریال بسیار زیبای فرندز خدایی خیلی تو روحیم تاثیر داشت خیلی بهم انرژی داد ی سری اتفاقایی افتاده بود که.. بگذریم خخخخ این سریالللللل واقعا محشره ذمشون گرم مخصوصا جویی و راس خخخ خدا خیرتون بده کصافطا + نوشته شده توسط ی پسر شاد در دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۶ و ساعت 21:48 |
ی تغییر دلنشین - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:59
تغییر نام نویسنده و عنوان وبلاگ اوووه عاشششق این اسمم بهم انرژی میده
جالبه - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:59
انگار همه ی اتفاقات.. دست به دست هم دادن.. که دکترا بخونم. .....
واییی - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:59
فردااا ی امتحااان سخت داررررررم وایییی فرااااررررر
دلم... - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 1:59
دلم یکم گرفته