آتشم ميزني و ميروي ،آنجاي دِگر تو و رويايِ دِگر منو بيخوابي وبي تابي و اين عشق خدايي به گمانم كه تو افسون صدايي تو كجايي؟ نه تواني(منظور اين نيست كه نميتوني...نه نيرويي..نيرو و توان) نه نگاهي تو سرابي من ديوانه پي عشق تو هر روز دويدم تو گناهي تو همان،باعث قحطي و غذابي تو خرابي تو همان فسق و فُجوري من و سيگارو دو خط چوبه ي داري تو نداني؟كه زمين،چرخش گيتي همه مستي و شرابي،به دو پيمانه مرا بد بارائهي ولي باز بداني تو خدايي براي دل و بيمار و مريضم
برچسب:
نویسنده: آریا حسینیپور