مامانم از اون دسته ادماس که اصلا سر چیزای مذهبی بحث نمیکنه و هرکی در باره پیامبرا حرف بزنه دعواش میکنه.. مذهبیه
خیلی از مردایی که چندتا زن دارن بدش میاد
بی منظور گفت:این گندکاریا چیه؟؟ (منظورش چندتا زن داشتن پیامبر بود)
گفتم تو داری به پیامبر توهین میکنی؟؟
خخخ
سکوت اختیار کرد..
چند دقبق بعد.. برادرا یوسف.. یوسفو زدن گ انداختن تو چاه
مامانم اعصابششش خورد شد گفت:عجب پدرسگایی هستن
منم سریع گفتم واااااااااایییییییییییی چیییییییییییی؟؟؟؟؟؟
داری به پیامبر توهین میکنی؟؟
گفت نه.. کی توهین کردم؟
گفتمممم خب پدر اینا حضرت یعقوبه.. داری بهش میگی سگگگگ
واییی خخخخخ... هول کرده بود....
گفت ن.. منظورم چیز بود...
تا اخر شب دیگه باهام حرف نزد... خخخ
منم همش از اون نگاهای معنی دار بهش میکردم
خیلی عالی بوووود امروز
برچسب: یوزارسیوخاطره,
نویسنده: آریا حسینیپور